چشم انتظار
دو شنبه 19 تير 1391برچسب:, :: 11:9 :: نويسنده : تنها صید در دیده صیاد نشست کرد از بهر شکارش آهنگ رفت وآرام به او کرد سلام بس که او بود در این کار زرنگ از خودش گفت و ز عشقش با او دل او برد به الفاظ قشنگ ساعتی رفت به این گفت و شنود تا رسیدند به یک کوچه تنگ دختر از آن سخنان شد بی خود فکر او گشته رقیق و کمرنگ پسرک خواست که در این فرصت بزند عفت دختر را ننگ زین سبب دست خودش کرد دراز دست نامحرم و دست خرچنگ ناگهان جست ز رویا دختر چون خطر بر در گوشش زد زنگ یاد حرف پدر پیر افتاد لحظه ای کرد بر آن حرف درنگ که نشسته اند پلنگان به کمین گفت: ای وای فتادیم در چنگ
حمله میکرد پسر با لبخند گویا مست شده،نشئه ز بنگ دختر از ترس به خود می لرزید کرد شلیک صدا را چو تفنگ
با خدا گریه کنان ندبه کنان یافت یک رابطه تنگاتنگ لحظه ای نیز خدا یاری کرد چون که دیده اش شده با او یکرنگ
ناگهان دید پدر را بی تاب می دوید از پی او هم چو فشنگ گریه اش سنگ دری شد درچشم بشکست شیشه بغضش با سنگ
پسرک کردفرار و دختر گشت شیرین به دهانش بالنگ سر در آغوش پدر داد همی ساعت مهر صدا کرد دلنگ
پدرش کرد از او دلجویی با محبت،شفقت،خوش آهنگ دختر از روی پدر بود خجل خجل از آنچه که می گفت جفنگ
شرح او را بشنو دختر من شرح عاشق شدن و نقش فرنگ ارزش روح تو بیش از اینهاست که بگردد هدف تیر خدنگ
قدر این گنج گران مایه بدان تا کنی حفظ حجابت با چنگ هست این عاشقی کاذب و سست آب کوبیدن ما در هاونگ عاشق واقعی ات هست خدا عشق او سخت تر از صخره و سنگ
بس که تو گوهر نابی به خدا این دعا ورد من است در هر زنگ آهوان،این گهران را یا رب حفظ کن از خطر گرگ و پلنگ
نظرات شما عزیزان:
سلام
با اجازتون مطب رو جهت دید باز جوانانمون برداشتم البته با ذکر منبع صبا
![]() ساعت9:10---24 تير 1391
عالی بود.
![]() ![]()
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |