چشم انتظار
سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, :: 12:20 :: نويسنده : تنها
هر شب یتیم توست دل جمکرانیم جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام از بادها نشانی تان را گرفته ام عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام طی شد جوانی من و رویت نشد رخت "شرمنده جوانی از این زندگانیم" با من بگو که خیمه کجا میکنی به پا آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام در این دهه اگر چه صدایت گرفته است یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام در روضه احتمال حضورت قویتر است شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام هم پیر قد خمیدگی زینب توام هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام این روزها که حال مرا درک میکنی بگذار دست بر دل آتشفشانی ام در به در ی برای غلام تو خوب نیست تایید کن که نوگر صاحب زمانی ام. نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |